تبليغاتX
خبرنگار
به دلیل مسائل روحی فعلا قادربه نوشتن نیستم

خدا حافظ همتون باشه

...شاید وقتی دیگر

ایجاد مزاحمت کردم

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/02/01ساعت 3 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

دوستان عزيز متن فال حافظ وتعبير مختر آن در خصوص وبلاگ را در ذيل مشاهده كنيد
 
دوش رفتم به در ميکده خواب آلوده خرقه تردامن و سجاده شراب آلوده
آمد افسوس کنان مغبچه باده فروش گفت بيدار شو ای ره رو خواب آلوده
شست و شويی کن و آن گه به خرابات خرام تا نگردد ز تو اين دير خراب آلوده
به هوای لب شيرين پسران چند کنی جوهر روح به ياقوت مذاب آلوده
به طهارت گذران منزل پيری و مکن خلعت شيب چو تشريف شباب آلوده
پاک و صافی شو و از چاه طبيعت به درآی که صفايی ندهد آب تراب آلوده
گفتم ای جان جهان دفتر گل عيبی نيست که شود فصل بهار از می ناب آلوده
آشنايان ره عشق در اين بحر عميق غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
گفت حافظ لغز و نکته به ياران مفروش آه از اين لطف به انواع عتاب آلوده


تعبیر:با ایمان و اراده ای محکم قدم در راه بگذار و به خدا توکل کن. اخلاص داشته باش و از روی هوا و هوس تصمیم نگیر. از مشکلات راه هراسی به دل راه نده. سعی و تلاش را فراموش نکن تا به هدف برسی.
+ نوشته شده در دوشنبه 1387/12/12ساعت 6 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

آیینه ای شدم
 آیینه ای برای صدا ها
فریاد آذرخش و گل سرخ
و شیهه ی شهابی تندر
 در من
 به رنگ همهمه جاری است
آیینه ای شدم
آیینه ای برای صدا ها
آنجا نگاه کن
فریاد کودکان گرسنه
در عطر اودکلن
آری شنیدنی ست ببینید
فریاد کودکان
آن سو به سوگ ساکت گلبرگ ها
وزان
خنیای نای حنجره ی خونی خزان
آیینه ای شدم
آیینه ای برای صداها

شفیعی کدکنی

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 5 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

من نديدم دو صنوبر را با هم دشمن

من نديدم بيدي ، سايه اش را بفروشد به زمين

رايگان مي بخشد ، نارون شاخه خود را به كلاغ

هر كجا برگي هست ، شوق من مي شكفد

**** 

 

من نمي خندم اگر بادكنك مي تركد

و نمي خندم اگر فلسفه اي ، ماه را نصف كند

من صداي پر بلدرچين را ، مي شناسم

رنگ هاي شكم هوبره را ، اثر پاي بز كوهي را

خوب مي دانم ريواس كجا مي رويد

سار كي مي آيد ، كبك كي مي خواند ، باز كي مي ميرد

ماه در خواب بيابان چيست ،مرگ در ساقه خواهش

 

****

زندگي رسم خوشايندي است

زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ ،پرشي دارد اندازه عشق

زندگي چيزي نيست ، كه لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود

زندگي جذبه دستي است كه مي چيند

زندگي نوبر انجير سياه ، در دهان گس تابستان است

زندگي ، بعد درخت است به چشم حشره

زندگي تجربه شب پره در تاريكي است

زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد

زندگي سوت قطاري است كه در خواب پلي مي پيچد

زندگي ديدن يك باغچه از شيشه مسدود هواپيماست

خبر رفتن موشك به فضا 

لمس تنهايي (( ماه )) ،فكر بوييدن گل در كره اي ديگر

*********

زندگي  شستن يك بشقاب است

زندگي يافتن سكه دهشاهي در جوي خيابان است

 زندگي  (( مجذور )) آينه است

زندگي گل به (( توان )) ابديت ، زندگي (( ضرب )) زمين د رضربان دل ها،

زندگي (( هندسه )) ساده و يكسان نفس هاست

****

هر كجا هستم ، باشم ،آسمان مال من است

پنجره ، فكر ، هوا ، عشق ، زمين مال من است

چه اهميت دارد

گاه اگر مي رويند

قارچ هاي غربت ؟

 *****

من نمي دانم

كه چرا مي گويند : اسب حيوان نجيبي است ،كبوتر زيباست

و چرا در قفس هيچكسي كركس نيست

گل شبدر چه كم از لاله قرمز دارد

چشم ها را بايد شست ، جور ديگر بايد ديد

واژه را بايد شست

واژه بايد خود باد ، واژه بايد خود باران باشد

چتر را بايد بست ،زير باران بايد رفت

فكر را ، خاطره را ، زير باران بايد برد

با همه مردم شهر ، زير باران بايد رفت

دوست را ، زير باران بايد جست

زير باران بايد با زن خوابيد

زير باران بايد بازي كرد

زير باران بايد چيز نوشت ، حرف زد

نيلوفر كاشت ، زندگي تر شدن پي درپي،

زندگي آب تني كردن در حوضچه (( اكنون )) است

 

 

 سهراب سپهری

+ نوشته شده در شنبه 1387/11/26ساعت 5 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد

چه نکوتر آنکه مرغ‍‍ــی ز قفـس پریده باشد

پـر و بـال ما بریدند و در قفـس گشـودند

چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد

من از آن یکی گـزیدم که بجـز یکـی ندیدم

که میان جمله خوبان به صفت گزیده باشد

عجب از حبیـبم آید که ملول می نماید

نکند که از رقیبان سـخنی شـنیده باشد

اگر از کسی رسیده است به ما بدی بماند

به کسی مبـاد از ما که بدی رسـیده باشد

صادق سرمد

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/11/20ساعت 4 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

اين روزها صداي آهنگين نمكي ديگر به گوش نميرسد .

اين روزها يادمان نمي آيد كه ۵سال قبل با چه كسي قول وقرار دوستي گذاشتيم .

اين روزها همه وقتمان صرف خط كشيدن وخنديدن به غلطهاي املايي ديگران ميشود.

اين روزها در فكر اين هستيم كه خوشبختانه امروز هم گذشت وفكر نميكنيم دنياي ماهم در حال تمام شدن است.

اين روزها به تاريخ تولدمان فكر نمي كنيم وفقط رزومه كاريمان را در ذهنمان مرور ميكنيم.

ونميدانم چرا؟

عشق،دوستي ،انگليسي،دختر،فرهنگ، تخمه،سبز،خوابيدن،بيمه،همكاري،آغوش،بچه،مستي،هستي،وبلاگ،هنر،نقاشي،

سه تار،چكش،گوشي،روان نويس،رفتار،شب،روشن،بوقلمون،نزديكي هاو...

+ نوشته شده در شنبه 1387/11/05ساعت 5 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

زمین شهرمن تشنه است عشق در دنیا مره است وهمه خود را مبینند ؟خوب باشد

چرابایدآسمان خدا برای من وتویی ببارد که همه زندگیمان شده رنگ ولعاب بی خدایی.

آن مسوول که میتواند با دوستانش به سفر خارج می رود (باهزینه یک پیمانکار!)دیگری شصتاد سال است با همه گند کاری هایش مسوول است ان یکی حرفهای دوروز پیش خود را که بدرد بخور بوده تکذیب می کند آن دیگری مرتبن در حال لابی کردن با آقایان است وتازه وقتی گند کار در می آیدحاشیه امن با حقوق مکفی را اشغال می کندو...

آن غیر مسوول که نمیتواند دزدی می کند دروغ می گوید تهمت می زندوهزار کثافت کاری دیگرو...

من هم «ثم بکم»ملاحظه کاری میکنم

زمین تشنه است و عشق در دنیا مره است ؟خوب باشد

راستی فکر کرده ای که ما یک لحظه در خدمت خداییم و لحظه هایی در خدمت شیطان

دیگر «اعوذ بالله»کارساز نیست

دعا کن برای من که بتوانم دعا کنم برای تو

آری من هم مقصرم تورا نمی دانم

زمین تشنه است وهمه خود را مبینند 

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/10/22ساعت 6 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

غزه در آتش است آیا یا جهان در خواب

من کجای عالمم

توکیستی

چرامیگریی

غزه در آتش است آیا یا جهان در خواب

چه بایدکرد

چون خرما برنخیل است

هان فهمیدم غزه در آتش است وجهان در خواب

ومن؟

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/10/11ساعت 2 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

ديروزنشست خبري يكي از نمايندگان مجلس بود .

اين نماينده كه باراي مردم شهرستان مشهد به مجلس رفته در اين مصاحبه دليل تاخير خود در جلسه راايستادن در صف بانك اعلام كرده واظهار داشته كه:به راستي آيا نماينده بايد در صف بانك بايستد!

وي سپس عملكرد مديريت يكي ازادارات كل را مورد تقبيح قرار داده وگفته است:آيا نماينده بايد براي مسافرت منتظر هواپيما بايستد! و...

من ديگر نمي دانم!

من به عنوان خبرنگار نمي دانم آيانمايندگان انتخاب ميشوند كه مشكلات خود وخانواده ودستان را حل كندد يا محرومان را!

نميدان منماينده بايد در ميان مردم باشد ومشكلات آنان رالمس كند يا تافته اي جدا بافته از غير ودر پيله محصور باشد!

به راستي نميدانم!

شايد خاصيت صندليهاي سبز اين است كه اگر اينچنين است اي كاش هيچ گاه ساخته نميشد

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/10/05ساعت 6 قبل از ظهر توسط ماهان صفايي |

سلام

به راستی این روزها که هوا بس ناجوانمردانه سرد است هیچ کس دست نیازت را پاسخگو نیست.

راننده ها به جای کمک به همنوع سرعتشان  وصدای نوارشان را بیشتر میکنند .

این روزها مردم از روسایشان وهمسرشان  بیشتر از خدا می ترسند .

این روزها همه به راحتی راحت الحلقوم دروغ میگویند وکلاه برداری میکنند .

...وای روزگار چه بر سر ما آمده 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/09/27ساعت 6 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

این روزها :

مشدی کریم شلوارک می پوشد و با رکابی در سرمای زمستان پلاستیک زباله را سر کوچه

می گذارد

کبلایی رحمان چوپوقش را روی پشت بام دستشویی انداخته و سیگار اسپرینگ واتر کنارلبش

می گذارد

خاله بیگم با نامه نگاری وپارتی بازی اسم شناسنامه ای اش را شراره گذاشته وپارتی در خانه به جامانده از غلامعلی(شوهر خدابیامرزش)بر پا می کند

تنقلات کیف مادر بزرگ چیپس ِ پفک ِ هانیسمک وآدامس شده

وحاجی بقال (بابای افشین دون دون)کارش شده چک خورد کنی ودوتا ور دست غل چماق استخدام کرده

...وای روزگار چه بر سر ما آمده

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/09/12ساعت 3 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

ماه ذى حجه الحرام، ماه فضيلت، ماه پاكسازى، ماه حج و عبادت و اعمال است و لذا دستور اكيد است كه بين صلاتين مغرب و عشا دو ركعت نماز به نيت دهه نخستين ذى الحجه خوانده شود تا صاحبش را در عمل حج شريك سازند.

روايت است هركس دو ركعت نماز باكيفيت: حمد ، سوره  وبعد اين آيه را بخواند خداوند ثواب طواف حجاج را به او مى دهد.

و واعدنا موسى ثلاثين ليلة و اتممنا ها بعشر فتمّ ميقات ربه اربعين ليلة و قال موسى لأخيه هارون اخلفنى فى قومى و أصلح ولا تتبع سبيل المفسدين

 (سوره اعراف: ايه 142)

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/09/10ساعت 5 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

...

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/08/30ساعت 11 قبل از ظهر توسط ماهان صفايي |

اين روزها شاهد حوادث  واتفاقات زيادي در اطرافم هستم و احتمال داره اين به خاطر اينه كه ماشين ندارم وبيشتر تو مردم هستم.
چندروز پيش يه جوون سال سوم دبيرستان وسط درس  با دوستش از مدرسه مياد بيرون و پشت فرمون موتور  دوستش  نشسته ودوتايي رفتن دور بزنند ولي روي  يكي از سرعتگير هاي خيابونهاي شهر كنتر ل موتور از دستش خارج ميشه و... ضربه مغزي وتمام. خدا رحمتش كنه
و...بگذريم
+ نوشته شده در دوشنبه 1387/08/27ساعت 9 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

امروز گلی برآستان دیده ها بشکفت

آن گل کزاوطراوت دشت ودمن سرزد

سالروز میلاد امام رئوف حضرت علی ابن موسی رضا علیه آلاف تحیه وثنابر همه موجودات مبارک

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/08/20ساعت 2 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

سلام

امروز (۱۹/۸/۸۷)یک روز کاری دیگر را سپری کردم ولی با دل مشغولی

امروز جلسه شورای شهر بود واتفاقا در بین جلسه مباحثی مختلفی مطرح شد بماند که چه زدوبندهایی در این جلسه دوساعته دیده میشود.

 بایکی از دوستان صحبت حقوق آقایان وخانم شد که ۱۲۰۰۰۰۰هزار تومان اعضاشورای شهر برای خود به صورت خالص تعیین کرده اندوشهردار عزیز هم ازحقوق ۳۵۰۰۰۰۰۰تومانی بهره مند است.

راست ودروغش پای راوی ولی تانباشد چیزکی مردم ...

باز سرم درد گرفت از این همه بی عدالتی.

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/08/19ساعت 2 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

مردی دختر 3 ساله ای داشت . روزی مرد به خانه امد و دید که دخترش گران ترین کاغذ زرورق برای یک جعبه کودکانه هدر داده است.مرد به خاطر اینکه کاغذ زرورق گرانبهایش را هدر داده است تنبیه کرد و دخترک ان شب را یا گریه به بستر رفت.

.

روز بعد مرد وقتی از خواب بیدار شد دید دخترش بالای سرش نشسته است و ان جعبه زرورق را شده را به سمت او دراز کرده.مرد تازه متوجه شده بود که ان روز , روز تولدش است و دخترش زرورق ها را برای هدیه تولدش مصرف کرده.او با شرمندگی دخترش را بوسید و جعبه را از او گرفت و در جعبه را باز کرد.اما با کمال تعجب دید که جعبه خالی است .

 مرد بار دیگر عصبانی شد و به دخترش گفت که جعبه خالی هدیه نیست و باید چیزی درون ان قرار دهد. اما دخترک با تعجب به پدرش نگاه کرد و به او گفت که نزدیک هزار بوسه در داخل جعبه قرار داده ام تا هر وقت غمگین بودی یک بوسه از جعبه بیرون اوری و بدانی که دخترت چقدر دوست دارد!!

درضمن عیدهمه شما مبارک

+ نوشته شده در شنبه 1387/08/11ساعت 2 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

ملاحظه شد که مظلومتر از مانیست .

اگر در مورد هر موضوع دیگری مطلب مینوشتم تعداد نظر خواهی ها چند برابر این مطلب پایین میشد.

 

+ نوشته شده در شنبه 1387/07/27ساعت 4 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

داشتم به برخی تیتر ها فکر میکردم مثل :معلمان مظلومتر از همه اقشار هستند که البته فرهنگیان محترم ومحترمه نیز شامل این شبه قانون میشوند و یا مظلومتر از کارمندان شهرداری دیده نشده واخیرا هم که نمایندگان مجلس پس از جنجال ۱۰۰میلیون در جرگه مظلومان قرار گرفته اند.

ولی حقیقتن خبر نگاران مظلومتر از همه اقشارند زیرا

۱- خودشان برای همه واز همه جا دادخواهی  میکنندولی وقتی به خود میرسند نای سخن ندارند.

۲- به دلیل خبر دار شدن ولمس مشکلات جامعه همیشه در رنج بسر میبرند.

۳- همه خودشان را بالا تر از آنان میدانندو با نگاه زیر دستی به آنان مینگرند وبه قول معروف نه در وطن جایی دارند ونه در غربت.

۴- با توجه به سخن بزرگان نه تنها در مورد نوشته ها باز خواست میشوند بلکه در مورد نانوشته ها هم از آنان سوال میشود.

۵- در عین آزاد بودن به هزارو یک دلیل نمتوانند سخن بگویند.

۶-...توخود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

یک مساله دیگر اینکه بدلیل وجود بدبختیهای زیاد این شغل فرزند هیچ خبرنگاری در ایران خبرنگار نمیشود مگر...

دلمان به حال مظلومیت خودمان بسوزد

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/07/21ساعت 4 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

نمیدونم چرا این روزها وقتی پای سیستم میشینم ذهنم نسبت به مسایل وهواشی خبرنگاری که حقیقتا شغلی سخت و...است خالی میشود و یا مسایلی در ذهنم رژه میرود که به دلایل  مختلف

نمی توانم آن را بنویسم.

 

خدایا توانم ده

+ نوشته شده در جمعه 1387/07/19ساعت 5 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |