تبليغاتX
خبرنگار
روز گذشته آخرين نمايشهاي نوزدهمين جشنواره تئاتر خراسان رضوي به روي صحنه رفت و اين فرصت که براي معرفي جايگاه اين هنر در استان پس از سالها فراهم شده بود، به نقطه پايان رسيد.
در چند شب گذشته سالنهاي تئاتر و حتي جلسات نقد و بررسي مملو از علاقه مندان بود و نشان دهنده اين واقعيت که هنوز تئاتر در مشهد و استان طرفداران زيادي دارد.
حضور تماشاگران شهرستانهاي مختلف که حتي از شهرشان گروه تئاتري به جشنواره راه پيدا نکرده بود آن هم در سرماي پاييزي در سالنهاي تئاتر مشهد قابل ملاحظه بود.


همه عوامل در اجراي نمايشها و استقبال از تئاترها خوب خوب بود، ولي آنچه ماندگاري شادي و خوشحالي اين چند روز را کم مي کند و گرد غم را بر دل هنرمندان و تئاتر دوستان مي نشاند؛ بسته شدن در سالنها تا موقعيت و جشنواره اي ديگر است.حضور علاقه مندان به بازيگري و نويسندگي تئاتر در کلاسهايي که با تدبير بجا و شايسته مسؤولان جشنواره برنامه ريزي و اجرايي شد، خود از نکات مثبت و قابل تأمل و قابل تقدير اين جشنواره بود.
البته بايد انتقادي هم از مجريان داشته باشيم؛ زيرا امسال هم مانند سالهاي گذشته تبليغات و اطلاع رساني در آخرين رديف کارهايشان قرار داشت.
به هر صورت خوب يا بد جشنواره امسال هم به خط پايان رسيد، ولي کار چند گروه در اين حوزه تمام نشده است:
اول، مديران استاني و شهرستاني:حضور پرشور علاقه مندان به تئاتر و همچنين اجراهاي قابل ملاحظه و بسيار خوب در شبهاي گذشته، پيامي جز اينکه تئاتر الزامي است و به دليل نبودن زمينه بروز ظهور آن، محکوم به حذف نيست. فراهم سازي امکانات لازم براي ديدن تئاتر خوب در شهر کمترين خواسته شهروندان است که تنها با حمايت مديران استاني ميسر مي شود.دوم، تئاتري ها: شهروندان و علاقه مندان به تئاتر همواره به دنبال فضاي مناسب و به دور از حاشيه براي ديدن تئاترهاي خوب و پرمحتوا هستند.
توليد تئاترهاي موضوعي براي گروه هاي سني مختلف نه تنها در راستاي ارتقاي جايگاه اين هنر در استان و کشور است، بلکه زمينه فرهنگ سازي که همواره دغدغه مديران است، فراهم مي آورد.و سومين سخن با مخاطبان است که چراغ اين خانه را با حضورشان روشن کنند.بدون شک دلگرمي بازيگري که با همه کاستي ها و مشقات به روي صحنه مي رود، نه به داور است و نه به جشنواره، بلکه به مخاطبي است که چشم به او دوخته و بازي اش را نگاه مي کند.به اميد آن زمان که هر روز در شهرمان چند تئاتر به نمايش درآيد.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/09/04ساعت 4 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

تئاتري هاي خراسان رضوي بار ديگر در حال بستن چمدانها هستند تا بتوانند در پيست نوزدهمين جشنواره تئاتر استان رکاب بزنند.
از زمان برپايي اولين تئاتر کشور در شهر رشت تاکنون که حداقل در هر روز چندين تئاتر در کشور در حال اجراست دغدغه گروههاي نمايشي مخاطب و به زبان خودماني «مشتري» بوده و هست.آنچه مسلم است؛ «سالن» نقش بسيار مؤثري در حيات تئاتر و جذب مخاطب دارد و زماني که گروههاي هنري نمايشي نتوانند محصول ماهها تلاش خود را براي گروهي از مردم در فضايي مناسب به نمايش درآورند مانند اين است که هيچ کاري انجام نداده اند.مشهد به عنوان کلان شهري که در عرصه تئاتر و بازيگر پروري جايگاه ويژه و خاصي دارد، ولي هنرمندان مشهد امروز از درد بي سالني رنج مي برند.
البته بايد گفت در مشهد سالنهاي زيادي وجود دارد که اتفاقاً مناسب تئاتر نيز هست ولي به دليل اينکه مديريت اين سالنها در اختيار نهادها، ارگانها و يا بخش خصوصي است، تئاتريها از آن بي بهره هستند.
امروز در اين سالنها مراسم، جشنها و برنامه هاي مختلفي اجرا مي شود و حتي قفل در برخي از آنها در طول سال بازنمي شود ولي هر کدام به دلايل مختلف از در اختيار قراردادن آن به گروههاي نمايشي امتناع مي کنند.
برپايي جلسات مختلف بين فعالان عرصه تئاتر و مديران دستگاههاي اجرايي که سالن هاي تئاتر تحت مديريت آنها است با حضور معاون استاندار نيز نتوانسته اين گره کور را باز کند.
فاصله بين تئاتري هاي مشهد و سالن و قفل بي مهري که بر در سالنها خورده فضاي غبار آلودي را ايجاد کرده است که سبب شده پيشکسوتان تئاتر چاره حيات کاريشان را در مهاجرت بيابند.
جوانان نيز تنها به عشق جشنواره ها بر روي صحنه حاضر مي شوند که اين جفاي بزرگي به تئاتر استان است.
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/09/01ساعت 6 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

خداحافظي هميشگي بايازدهمين نمايشگاه کتاب خراسان


يازدهمين نمايشگاه کتاب خراسان روز گذشته با فضاي نمايشگاه بين المللي مشهد، مخاطبان، ناشران و عوامل اجرايي اش خداحافظي کرد.
بدون شک برگزاري نمايشگاهي با حضور 800 ناشر و با موضوعات متنوع در 600 غرفه کاري قابل توجه است، ولي اين نمايشگاه به اذعان برخي از مسؤولان، ناشران و مخاطبان کاستي هايي نيز داشت که متأسفانه قسمتي از اين کاستي ها در نمايشگاههاي قبل نيز وجود داشته است.
به عقيده نگارنده، اولين اشکال اين نمايشگاه، اطلاع رساني فله اي در خصوص سالنها بود. آنچه مسلم است، مخاطبان نمايشگاه کتاب به چند دسته متفاوت تقسيم بندي مي شوند امسال هم بايد سالنها را براي يافتن کتاب موردنظر خود در ميان جمع کثيري از تماشاچيان کتابها نمايشگاه را مي گشتند.
دومين مشکل را مي توان کمبود امکانات براي غرفه داران و همچنين مخاطبان نام برد که اين موضوع در مصاحبه هاي برخي ناشران عنوان شده بود.
مهمترين مسأله که علاقه مندان کتاب و کتابخواني از آن ناراضي بودند، بحث عدم حضور ناشران خارجي معتبر، نبودن ناشران معروف کشور و نبود کتابهاي تخصصي بود.
موضوع ديگري که نه به نمايشگاه کتاب، بلکه به مجموعه نمايشگاه بين المللي مشهد برمي گردد، مشکلات پارکينگ و ترافيک سنگين خودروها در زمان ورود و خروج از نمايشگاه است که البته اين مسأله در همه نمايشگاه هايي که مخاطبان زيادي دارند، مشاهده مي شود.
آنچه مسلم است، مشهد در انتظار دوازدهمين نمايشگاه کتاب خواهد ماند، ولي برنامه ريزي و اطلاع رساني به موقع و بيشتر و دعوت از ناشران و صاحبان آثار برتر در ارتقاي کيفي نمايشگاه کمک ويژه اي مي کند.
در اين ميان نگارنده معتقد است به منظور رسيدن به جايگاه بهتر، لزوم راه اندازي دبيرخانه نمايشگاه کتاب استان به منظور برنامهريزي و آسيب شناسي نمايشگاههاي گذشته احساس مي شود.

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/08/18ساعت 6 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

سعیم براین است که در این وبلاگ آرشیوی از مطالب چاپ شده ام را جمع آوری کنم واگر فراغتی بودچند جمله ای بنویسم.انشاا... 
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/08/18ساعت 6 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

به دلیل مسائل روحی فعلا قادربه نوشتن نیستم

خدا حافظ همتون باشه

...شاید وقتی دیگر

ایجاد مزاحمت کردم

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/02/01ساعت 3 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

دوستان عزيز متن فال حافظ وتعبير مختر آن در خصوص وبلاگ را در ذيل مشاهده كنيد
 
دوش رفتم به در ميکده خواب آلوده خرقه تردامن و سجاده شراب آلوده
آمد افسوس کنان مغبچه باده فروش گفت بيدار شو ای ره رو خواب آلوده
شست و شويی کن و آن گه به خرابات خرام تا نگردد ز تو اين دير خراب آلوده
به هوای لب شيرين پسران چند کنی جوهر روح به ياقوت مذاب آلوده
به طهارت گذران منزل پيری و مکن خلعت شيب چو تشريف شباب آلوده
پاک و صافی شو و از چاه طبيعت به درآی که صفايی ندهد آب تراب آلوده
گفتم ای جان جهان دفتر گل عيبی نيست که شود فصل بهار از می ناب آلوده
آشنايان ره عشق در اين بحر عميق غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
گفت حافظ لغز و نکته به ياران مفروش آه از اين لطف به انواع عتاب آلوده


تعبیر:با ایمان و اراده ای محکم قدم در راه بگذار و به خدا توکل کن. اخلاص داشته باش و از روی هوا و هوس تصمیم نگیر. از مشکلات راه هراسی به دل راه نده. سعی و تلاش را فراموش نکن تا به هدف برسی.
+ نوشته شده در دوشنبه 1387/12/12ساعت 6 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

آیینه ای شدم
 آیینه ای برای صدا ها
فریاد آذرخش و گل سرخ
و شیهه ی شهابی تندر
 در من
 به رنگ همهمه جاری است
آیینه ای شدم
آیینه ای برای صدا ها
آنجا نگاه کن
فریاد کودکان گرسنه
در عطر اودکلن
آری شنیدنی ست ببینید
فریاد کودکان
آن سو به سوگ ساکت گلبرگ ها
وزان
خنیای نای حنجره ی خونی خزان
آیینه ای شدم
آیینه ای برای صداها

شفیعی کدکنی

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 5 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

من نديدم دو صنوبر را با هم دشمن

من نديدم بيدي ، سايه اش را بفروشد به زمين

رايگان مي بخشد ، نارون شاخه خود را به كلاغ

هر كجا برگي هست ، شوق من مي شكفد

**** 

 

من نمي خندم اگر بادكنك مي تركد

و نمي خندم اگر فلسفه اي ، ماه را نصف كند

من صداي پر بلدرچين را ، مي شناسم

رنگ هاي شكم هوبره را ، اثر پاي بز كوهي را

خوب مي دانم ريواس كجا مي رويد

سار كي مي آيد ، كبك كي مي خواند ، باز كي مي ميرد

ماه در خواب بيابان چيست ،مرگ در ساقه خواهش

 

****

زندگي رسم خوشايندي است

زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ ،پرشي دارد اندازه عشق

زندگي چيزي نيست ، كه لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود

زندگي جذبه دستي است كه مي چيند

زندگي نوبر انجير سياه ، در دهان گس تابستان است

زندگي ، بعد درخت است به چشم حشره

زندگي تجربه شب پره در تاريكي است

زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد

زندگي سوت قطاري است كه در خواب پلي مي پيچد

زندگي ديدن يك باغچه از شيشه مسدود هواپيماست

خبر رفتن موشك به فضا 

لمس تنهايي (( ماه )) ،فكر بوييدن گل در كره اي ديگر

*********

زندگي  شستن يك بشقاب است

زندگي يافتن سكه دهشاهي در جوي خيابان است

 زندگي  (( مجذور )) آينه است

زندگي گل به (( توان )) ابديت ، زندگي (( ضرب )) زمين د رضربان دل ها،

زندگي (( هندسه )) ساده و يكسان نفس هاست

****

هر كجا هستم ، باشم ،آسمان مال من است

پنجره ، فكر ، هوا ، عشق ، زمين مال من است

چه اهميت دارد

گاه اگر مي رويند

قارچ هاي غربت ؟

 *****

من نمي دانم

كه چرا مي گويند : اسب حيوان نجيبي است ،كبوتر زيباست

و چرا در قفس هيچكسي كركس نيست

گل شبدر چه كم از لاله قرمز دارد

چشم ها را بايد شست ، جور ديگر بايد ديد

واژه را بايد شست

واژه بايد خود باد ، واژه بايد خود باران باشد

چتر را بايد بست ،زير باران بايد رفت

فكر را ، خاطره را ، زير باران بايد برد

با همه مردم شهر ، زير باران بايد رفت

دوست را ، زير باران بايد جست

زير باران بايد با زن خوابيد

زير باران بايد بازي كرد

زير باران بايد چيز نوشت ، حرف زد

نيلوفر كاشت ، زندگي تر شدن پي درپي،

زندگي آب تني كردن در حوضچه (( اكنون )) است

 

 

 سهراب سپهری

+ نوشته شده در شنبه 1387/11/26ساعت 5 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد

چه نکوتر آنکه مرغ‍‍ــی ز قفـس پریده باشد

پـر و بـال ما بریدند و در قفـس گشـودند

چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد

من از آن یکی گـزیدم که بجـز یکـی ندیدم

که میان جمله خوبان به صفت گزیده باشد

عجب از حبیـبم آید که ملول می نماید

نکند که از رقیبان سـخنی شـنیده باشد

اگر از کسی رسیده است به ما بدی بماند

به کسی مبـاد از ما که بدی رسـیده باشد

صادق سرمد

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/11/20ساعت 4 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

اين روزها صداي آهنگين نمكي ديگر به گوش نميرسد .

اين روزها يادمان نمي آيد كه ۵سال قبل با چه كسي قول وقرار دوستي گذاشتيم .

اين روزها همه وقتمان صرف خط كشيدن وخنديدن به غلطهاي املايي ديگران ميشود.

اين روزها در فكر اين هستيم كه خوشبختانه امروز هم گذشت وفكر نميكنيم دنياي ماهم در حال تمام شدن است.

اين روزها به تاريخ تولدمان فكر نمي كنيم وفقط رزومه كاريمان را در ذهنمان مرور ميكنيم.

ونميدانم چرا؟

عشق،دوستي ،انگليسي،دختر،فرهنگ، تخمه،سبز،خوابيدن،بيمه،همكاري،آغوش،بچه،مستي،هستي،وبلاگ،هنر،نقاشي،

سه تار،چكش،گوشي،روان نويس،رفتار،شب،روشن،بوقلمون،نزديكي هاو...

+ نوشته شده در شنبه 1387/11/05ساعت 5 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

زمین شهرمن تشنه است عشق در دنیا مره است وهمه خود را مبینند ؟خوب باشد

چرابایدآسمان خدا برای من وتویی ببارد که همه زندگیمان شده رنگ ولعاب بی خدایی.

آن مسوول که میتواند با دوستانش به سفر خارج می رود (باهزینه یک پیمانکار!)دیگری شصتاد سال است با همه گند کاری هایش مسوول است ان یکی حرفهای دوروز پیش خود را که بدرد بخور بوده تکذیب می کند آن دیگری مرتبن در حال لابی کردن با آقایان است وتازه وقتی گند کار در می آیدحاشیه امن با حقوق مکفی را اشغال می کندو...

آن غیر مسوول که نمیتواند دزدی می کند دروغ می گوید تهمت می زندوهزار کثافت کاری دیگرو...

من هم «ثم بکم»ملاحظه کاری میکنم

زمین تشنه است و عشق در دنیا مره است ؟خوب باشد

راستی فکر کرده ای که ما یک لحظه در خدمت خداییم و لحظه هایی در خدمت شیطان

دیگر «اعوذ بالله»کارساز نیست

دعا کن برای من که بتوانم دعا کنم برای تو

آری من هم مقصرم تورا نمی دانم

زمین تشنه است وهمه خود را مبینند 

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/10/22ساعت 6 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

غزه در آتش است آیا یا جهان در خواب

من کجای عالمم

توکیستی

چرامیگریی

غزه در آتش است آیا یا جهان در خواب

چه بایدکرد

چون خرما برنخیل است

هان فهمیدم غزه در آتش است وجهان در خواب

ومن؟

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/10/11ساعت 2 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

ديروزنشست خبري يكي از نمايندگان مجلس بود .

اين نماينده كه باراي مردم شهرستان مشهد به مجلس رفته در اين مصاحبه دليل تاخير خود در جلسه راايستادن در صف بانك اعلام كرده واظهار داشته كه:به راستي آيا نماينده بايد در صف بانك بايستد!

وي سپس عملكرد مديريت يكي ازادارات كل را مورد تقبيح قرار داده وگفته است:آيا نماينده بايد براي مسافرت منتظر هواپيما بايستد! و...

من ديگر نمي دانم!

من به عنوان خبرنگار نمي دانم آيانمايندگان انتخاب ميشوند كه مشكلات خود وخانواده ودستان را حل كندد يا محرومان را!

نميدان منماينده بايد در ميان مردم باشد ومشكلات آنان رالمس كند يا تافته اي جدا بافته از غير ودر پيله محصور باشد!

به راستي نميدانم!

شايد خاصيت صندليهاي سبز اين است كه اگر اينچنين است اي كاش هيچ گاه ساخته نميشد

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/10/05ساعت 6 قبل از ظهر توسط ماهان صفايي |

سلام

به راستی این روزها که هوا بس ناجوانمردانه سرد است هیچ کس دست نیازت را پاسخگو نیست.

راننده ها به جای کمک به همنوع سرعتشان  وصدای نوارشان را بیشتر میکنند .

این روزها مردم از روسایشان وهمسرشان  بیشتر از خدا می ترسند .

این روزها همه به راحتی راحت الحلقوم دروغ میگویند وکلاه برداری میکنند .

...وای روزگار چه بر سر ما آمده 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/09/27ساعت 6 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

این روزها :

مشدی کریم شلوارک می پوشد و با رکابی در سرمای زمستان پلاستیک زباله را سر کوچه

می گذارد

کبلایی رحمان چوپوقش را روی پشت بام دستشویی انداخته و سیگار اسپرینگ واتر کنارلبش

می گذارد

خاله بیگم با نامه نگاری وپارتی بازی اسم شناسنامه ای اش را شراره گذاشته وپارتی در خانه به جامانده از غلامعلی(شوهر خدابیامرزش)بر پا می کند

تنقلات کیف مادر بزرگ چیپس ِ پفک ِ هانیسمک وآدامس شده

وحاجی بقال (بابای افشین دون دون)کارش شده چک خورد کنی ودوتا ور دست غل چماق استخدام کرده

...وای روزگار چه بر سر ما آمده

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/09/12ساعت 3 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

ماه ذى حجه الحرام، ماه فضيلت، ماه پاكسازى، ماه حج و عبادت و اعمال است و لذا دستور اكيد است كه بين صلاتين مغرب و عشا دو ركعت نماز به نيت دهه نخستين ذى الحجه خوانده شود تا صاحبش را در عمل حج شريك سازند.

روايت است هركس دو ركعت نماز باكيفيت: حمد ، سوره  وبعد اين آيه را بخواند خداوند ثواب طواف حجاج را به او مى دهد.

و واعدنا موسى ثلاثين ليلة و اتممنا ها بعشر فتمّ ميقات ربه اربعين ليلة و قال موسى لأخيه هارون اخلفنى فى قومى و أصلح ولا تتبع سبيل المفسدين

 (سوره اعراف: ايه 142)

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/09/10ساعت 5 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

...

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/08/30ساعت 11 قبل از ظهر توسط ماهان صفايي |

اين روزها شاهد حوادث  واتفاقات زيادي در اطرافم هستم و احتمال داره اين به خاطر اينه كه ماشين ندارم وبيشتر تو مردم هستم.
چندروز پيش يه جوون سال سوم دبيرستان وسط درس  با دوستش از مدرسه مياد بيرون و پشت فرمون موتور  دوستش  نشسته ودوتايي رفتن دور بزنند ولي روي  يكي از سرعتگير هاي خيابونهاي شهر كنتر ل موتور از دستش خارج ميشه و... ضربه مغزي وتمام. خدا رحمتش كنه
و...بگذريم
+ نوشته شده در دوشنبه 1387/08/27ساعت 9 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

امروز گلی برآستان دیده ها بشکفت

آن گل کزاوطراوت دشت ودمن سرزد

سالروز میلاد امام رئوف حضرت علی ابن موسی رضا علیه آلاف تحیه وثنابر همه موجودات مبارک

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/08/20ساعت 2 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |

سلام

امروز (۱۹/۸/۸۷)یک روز کاری دیگر را سپری کردم ولی با دل مشغولی

امروز جلسه شورای شهر بود واتفاقا در بین جلسه مباحثی مختلفی مطرح شد بماند که چه زدوبندهایی در این جلسه دوساعته دیده میشود.

 بایکی از دوستان صحبت حقوق آقایان وخانم شد که ۱۲۰۰۰۰۰هزار تومان اعضاشورای شهر برای خود به صورت خالص تعیین کرده اندوشهردار عزیز هم ازحقوق ۳۵۰۰۰۰۰۰تومانی بهره مند است.

راست ودروغش پای راوی ولی تانباشد چیزکی مردم ...

باز سرم درد گرفت از این همه بی عدالتی.

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/08/19ساعت 2 بعد از ظهر توسط ماهان صفايي |